على محمدى خراسانى
253
شرح منطق مظفر (فارسى)
بايد انسان با تمام قدرت و قوّت عقل و ايمان و اراده بتازد تا قلّه را فتح كند ولى راه جهنم سرازيرى است و خودبخود آدمى در اين راه پيش مىرود و نيازى به هل دادن و موتور محرّكه نيست . نتيجه اينكه : خلقيّات از مشهورات است ولى نه به معنايى كه مشهور گفتند بلكه به آن معنايى كه مرحوم مظفر براى خلقيّات آوردند . د : انفعاليّات قسم چهارم از مشهورات عبارتند از : انفعاليّات و آنها قضايا تصديقاتى هستند كه همهء انسانها آنها را مىپذيرند و بر طبق آنها حكم دارند و ممّا تطابق عليها الآراء هستند و سبب اين اشتهار و تطابق آراء ، وجود يك سلسله حالات و اوصاف انفعالى نفسانيه است كه در انسانها هست و به واسطه آن حالات ، آدمى از امورى منفعل و متأثر شده و تحت تأثير اين حالات روانى ، احكام و قضايايى از او صادر مىشود و معمولا انسانهايى كه بر همان طبيعت اوّلى خود باقى باشند چنين حالاتى را دارند مگر كسانى كه بالعرض حالت جديدى پيدا كردهاند . مثلا حالت رقّت ( نرمى ) و رحمت ( مهربانى ) و شفقت ( دلسوزى ) و حياء ( شرم ) و انفة و حميت و غيرت ( مردانگى ، تعصب ، ننگ و عار دانستن يك كارى ) و . . . در نوع انسانها وجود دارد و براساس آنها احكامى دارند كه ذيلا با مثال خواهد آمد . آرى ممكن است فردى بالعرض حالت رقّت قلب را از دست داده و قسىّ القلب شده باشد همانند انسانى كه پيوسته با كشتار حيوانات سروكار دارد و چون اين امر براى او عادت شده مثل آب خوردن سر از بدن حيوانات جدا مىكند يا حتّى قساوت را به حدّى مىرساند كه آدم كشتن براى او امرى عادى مىشود . چند مثال : مىدانيم كه همهء انسانها اذيّت و آزار حيوانات را بدون غرض عقلائى تقبيح مىكنند و شعارشان اينست كه : ميازار مورى كه دانهكش است * كه جان دارد و جان شيرين خوش است اين حكم براساس وجود حالت روانى رقّت و رحمت است كه در افراد وجود دارد ، و حتّى با وجود غرض عقلايى و فايده داشتن نيز اذيّت و آزار حيوانات را تقبيح مىكنند ، امّا به علّت اينكه شرايع آسمانى يا عرف و عادات بشرى اين امر را تجويز كردهاند لذا خصوص اين مورد را استثناء مىكنيم ، چون حيوانات مسخر انسانها هستند